تبليغاتX
او منتظر است تا كه ما برگرديم...
او منتظر است تا كه ما برگرديم...
زير بارون توي سرما
دخترك تنها نشسته
دسته ي گل توي دستش
چشماي خيسشو بسته
دخترك دل نگرونه
آخه چندتا دسته مونده
التماس ميكنه چشماش
تنهايي تو كوچه مونده
اگه گل نفروشه دختر
بابا از سرما ميميره
دخترك ميخواد با پولش
واسه اون پتو بگيره!
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط مينو زارعي
Blog Skin